وقتی بی حجابی و سگ گردانی می شود فرهنگ و روشنفکری!

وقتی بی حجابی و سگ گردانی می شود فرهنگ و روشنفکری!

۰۶ تیر ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۹ زمان مطالعه : 6 دقیقه
سرویس سیاسی - وقتی بی حساب و کتاب همه امکانات و اعتبارات کشور در پوشش کار فرهنگی و هنری و آموزشی و تبلیغی به‌کام دزدان فرهنگ و هنر و غارت‌گران دین و ایمان مردم ریخته می‌شود باید هم سگ گردانی و بی حجابی، عین فرهنگ و روشنفکری تلقی شود.

به گزارش سرویس سیاسی برخط نیوز به نقل از فارس - یادداشت ـ ابوالقاسم علیزاده: آیا نهی از منکر لسانی کفایت می کند؟ آنهم نه همگانی و عمومی، بلکه محدود و با هزاران خوف و ابهام از اثربخشی و یا ترس از عوارض تلخ تر از نفس منکر که گوئیا هدف اصلی از هنجار شکنی ها بروز جلوه های برخوردی پس از تذکر لسانی است که شکار گوشی های دوربین دار و یا دوربین های شکارچی پنهان و پیاده نظام رسانه های آن ور آبی و بیگانه قرار گرفته و با آب و تابی انتشار یابد. 

براستی فرق کشف حجاب دوران رضاخانی با آنچه اکنون در کوچه و خیابان و بازار ام القرای جهان اسلام و برخی کلان شهر های ایران اسلامی ، وقیحانه و بی شرمانه جریان یافته است در چیست؟ که آن روز داد علما و مراجع و خواص و بزرگان جامعه و پدران و مادران مومن را در آورده بود و تا سرحد تحصن در حرم آل الله و اعلان مصیبتی عظما و عزای امت اسلام پیش رفتند و حتی به گواه حادثه خون بار مسجد گوهر شاد مشهد بر سر آن خون و کشته و شهید دادند؛ اما اکنون تریبون های وعظ و موعظه ناس را سکوتی مرگبار فرار گرفته و بسیاری از ترس از دست دادن جاه و منزلت و مقامشان ماست در دهان مایه کرده اند و به تماشای ولنگاری و هنجارشکنی مشتی مزدور و مواجب بگیر دشمن و عناصر بی فرهنگ و پلشت نشسته اند و با سکوت خویش بر شعله های آتش بی بندباری و بی حیایی و بی غیرتی در جامعه اسلامی که میراث صدها هزار شهید میهن است می افزایند، براستی ما نیز باید بگوئیم صد رحمت به دوران رضاخانی اما نه از زاویه دید و نگاه منافقان و سلطنت طلب های مزدور و وطن فروش بلکه از زاویه دید بهلول ها و مردمان شریفی که پای شرافت و غیرتشان جویب خون براه انداختند و با منطق انسانی خود از حریم خصوصی و عمومی جامعه دفاع کردند.

 اندک تربون ها هم که ندایی سر می دهند متاسفانه برد آنچنانی ندارند، تازه اگر نمکی بر زخم دل مشتریان همیشگی جمعه و جماعات نریزند، چرا فقط در محافل دینی و مذهبی و بین طرفداران و تکبیرگویان سنتی نهی از بی حجابی می شود؟! که البته بسیجی عمومی و فراگیر بویژه اینبار با میدان داری دولتمردان برای اصلاح درونی خویش مطالبه جدی است.  

 اگر مقصود از خطبه ها، تهییج مومنین به تذکر لسانی است با اقدام عملی حضرات بویژه دولتمردان شدنی تر است. نمی شود فقط از پشت تریبون ها، مومنین و پلیس را به جنگ بی حجابی فرا خواند! 

باید از باب النصیحه لائمه المسلمین مسئولان امر را به وظیفه شناسی و نظارت و کنترل محیط جامعه بویژه سفره نشینان دولت اسلامی فراخواند.  

حضرت آیت الله خاتمی یکبار روایت جالبی خواندند: "ما جعل الله بسط اللسان و کفّ الید و لکن جعلهما یُبسطان معاً و یُکفّان معاً: خداوند زبان را گشاده و دست را بسته قرار نداده بلکه آنان را چنان آفریده که باهم باز می شوند و باهم بسته می گردند"(وسائل الشیعه ج۱۱ص۴۰۴)

وقتی دست پلیس و گشت ارشاد را باز می خواهید، زبانِ دعوت و تذکر پدرانه و عالمانه خود به دختران و زنان جامعه(نه صرفاً شرکت کنندگان در نماز جمعه ) را هم باز کنید، آقایان به خود زحمت داده روزی یا هفته ای نیم ساعت قسمتی از مسیر ترددتان را پیاده روی کنید و چند تذکر دهید.

ازقدیم روایتی را برسم ضرب المثل می گفتند که «العالم بلا عمل کالشجر بلا ثمر»؛ اگر قرار بود و قرار است امر بمعروف و نهی از منکر منحصرا در تکلیف تذکر لسانی ختم گردد پس چرا عالمان و واعظان شریف خود احساس وظیفه و تکلیف نمی کنند و در کف خیابان و پیاده رو ها به این تکلیف الهی نمی پردازند.

یادش بخیر مرحوم آیه الله کفعمی بود در زاهدان ، عصایی داشت و هیبتی پدرانه و قاطع ، وقتی در خیابان قدم میزد با اشاره و بالا و پایین بردن عصایش کجی های آدمهای غافل را گوشزد می نمود و همه از وی حساب میبردند زیرا او را خیر خواهی صادق باور داشتند. 

آری امروز نیز می طلبد ناصحان امت و تریبون داران مواعظ تربیتی و اخلاقی از پشت تریبون وعظ و موعظه بیرون آمده و کمی در مواجهه چهره به چهره  با زنان و دختران جامعه شکستن خط و خاکریز را از نزدیک  ببینید. 

 البته شاید هم زنان و دختران بی حجاب وبی حیا شده جامعه، به شما بعنوان زبان حاکمیت، حرفها، درد دلها و احیانا تذکراتی داشته باشند که پس از بررسی عالمانهِ تان در خطبه ها و مواعظتان اثر کند؛ و شاید لازم باشد مجامعی همچون دفتر تبلیغات اسلامی بجای صرف هزینه های سنگین برای نشر برخی تفاسیر و احیای کتب، اینبار به تحقیق و پژوهش در باب آسیب شناسی پیرامون بمسلخ رفتن تربیت و فرهنگ دینی بپردازد.

براستی در حوزه فرهنگ و ادب و هنر و تربیت از خزینه مظلوم بیت المال کم هزینه کرده و میکنیم؟ و آیا کجای کار می لنگد که باید دخترکان و نوجوانان خارج شده از دایره نهادها و مراکز و کانونها و سازمانها و موسسات الی ماشاالله متنوع آموزشی و علمی و فرهنگی و تبلیغی و هنری و رسانه ای و... براحتی تسلیم بوقهای استکباری و امپریالیسم خبری و رسانه ای  و تبلیغی در تهاجمات بی وقفه روانی و فرهنگی دشمنان بشوند. آیا حلقه مفقوده امر مهم تربیت و پرورش اسلامی و دینی نیست که متاسفانه زیر پای دنیا طلبان و شیفتگان قدرت و ثروت له شده است.

آنان که بجای خدمت صادقانه، حیطه فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش و فیلم و سینما و تبلیغ را تبدیل کرده اند به دکان و مغازه و تجارت و سپس غارت سرمایه های اجتماعی و همچون برخی سلبریتی های وطن فروش و پست و دون، دربازار پر زرق و برق جشنواره ها که نه، بلکه دامها و تله های صهیونیستی و استکباری همچون کن فرانسه، به تمدن و میراث عظیم فرهنگی میهن پر افتخار و سربلند ایران و کشور مردان مردی همچون حاج قاسم سلیمانی و حججی ها ، چوب حراج میزنند.

براستی وقتی بی حساب و کتاب همه امکانات و سرمایه ها و اعتبارات این ملت مظلوم  در پوشش کار فرهنگی و هنری و آموزشی و تبلیغی بکام دزدان فرهنگ و هنر و غارت گران دین و ایمان مردم و نسل جوان ریخته می شود باید هم سگ گردانی و ولنگاری فرهنگی و بی حجابی، عین فرهنگ و روشنفکری تلقی گردد و در تجاوز به حریم عمومی جامعه، برخی جاهلان بی فرهنگ برای خویش حریم خصوصی بسازند.

- آیا وقت آن نرسیده است که ارشاد اسلامی یا عنوان اسلامیت را از روی خود بردارد و یا آنکه ریل گذاری درستی بر مبنای تربیت و فرهنگ اسلامی و مکتبی را در تمامی حیطه ها و حوزه های فرهنگی و رسانه ای و هنری و... در دستور قرار بدهد؟ و آیا انحراف و آسیب های حوزه فرهنگ و هنر و سپس چنگ اندازی برخی مزدوران و دزدان فرهنگ توده ای و عمومی را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ 

- آیا وقت آن نرسیده است که سازمان تبلیغات اسلامی با شبکه گسترده ای که در سطح ملی در اختیار دارد از لاک بی تفاوتی و بی رمقی و سستی و تنبلی بیرون آید و در مسیر اصلاح و هدایت جامعه از ارزشهای دینی و انقلابی صیانت و پاسداری نماید.

- آیا غفلت و خواب رفتگی برای نهادهای دینی از مسجد گرفته تا حوزه های علمیه و بی شمار مجموعه ها و موسسات مذهبی و دینی کافی نیست؟ براستی مسئولیت پاسبانی و نگهبانی و حراست از ارزش های دینی و مکتبی . اخلاقی و تربیتی جامعه بعهده کیست؟ 

منبع : خبرگزاری فارس